مدتی قبل کلیپی توسط یک فرد پاکستانی در اینترنت منتشر شد که نشان می داد داخل باطری  گوشی های سامسونگ صفحه ی سیاه رنگ جاسوسی تعبیه شده است.  این صفحه سیاه همه صداها و عکسها را  ذخیره می کند و از طریق  فرستنده منتشر می کند. این ویدیو بقدری مهیج بود که در اندک زمانی کل دنیا را فرا گرفت.

بعد از موفقیت کلیپ در جذب مخاطب، این ویدیو  در تمام کشورها از جمله  ایران به زبان آن کشور باز سازی شد در این ویدیوها از کاربران خواسته شده بود که با باز کردن پوشش روی باتریها، این ورقه نازک را خارج کنند تاخطری امنیت گوشی شان را تهدید نکند واطلاعات گوشی آنها منتشر نشود.

با  اندکی اطلاعات درباره ی  گوشیهای موبایل و مبانی امنیت آنها هر کسی می داند که اگر سامسونگ یا هر شرکت سازنده موبایل بخواهد به جاسوسی از گوشی افراد بپردازد، اصلا نیازی به تعبیه قطعه ای به این شکل ندارد و میتواند با روشهای نرم افزاری به این کار اقدام  نماید. اما واکنش افراد در قبال این شایعه چیز دیگری بود. 

این شایعه به سرعت همه گیر شد. افراد با دیدن این کلیپ سراسیمه به باز کردن باتری گوشی خود اقدام میکردند و برای نابود کردن این تراشه ی جاسوسی به اولین موبایل فروشی مراجعه میکردند. مایه تاسف است که برخی از هموطنان ما فریب چنین شایعات مضحکی را خورده و حتی یک جستجوی ساده در اینترنت انجام ندادند تا متوجه شوند این تراشه همان کیت دستگاه سامسونگ  است که قابلیتهای اشتراک گذاری آسان، سریع و امن اطلاعات بین دو گوشی را فراهم میکند. شاید تعجب کنید که اغلب موبایل فروشان حتی با وجودیکه می دانستند این کیت جاسوسی نیست ،در قبال دریافت هزینه کیت جاسوسی را خارج میکردند تا مثلا موجب امنیت خاطر مشتری شوند.

در دنیای امروزی فاصله ها با کمک وسیله های ارتباط جمعی بسیار کم شده است و یک خبر یا شایعه می تواند با سرعت نور در سرتاسر جهان انتشار یابد.

براستی چه چیزی باعث جذابیت شایعه می شود؟

 چرا شایعه با این سرعت نشر می یابد؟

چرا افراد بجای کنکاش برای صحت شایعه بی چون و چرا انرا میپذیرند؟!!!

لفظ شایعه شاید بار منفی داشته باشد اما جذاب نیز هست گوش شنیدن شایعه را همه داریم و وقتی شایعه ای منتشر می شود گوش ها تیز می شوند و زبانها باز. با وجودیکه بارها تاثیر منفی شایعه را در زندگیمان تجربه کردیم اما گویی بدون شایعه روز ما، شب نمیشود.

 شایعه یک پدیده طبیعی اجتماعی است و شامل اطلاعاتی است که برای افراد اهمیت دارد. شایعه از ابهام در موضوع تغذیه می شود. هر چقدر که شایع دهان به دهان میشود جزییات ان حذف و پیام فشرده تر و کوتاهتر میشود  میزان تغییر محتوای شایعه تا حدود زیادی به واکنش های عاطفی و تحریک احساسات ناشی از شایعه وابسته است.

بنظر می رسد دو شرط " اهمیت " و " ابهام" در انتقال شایعه نقش بسزایی دارد  یعنی هر گاه حادثه مهمی اتفاق افتاده باشد، اطلاعات درباره آن کافی نباشد یا اطلاعات مبهم باشد شایعه رواج می یابد.

انگيزه نقل شایعه معمولا پيچيده است. اما گاهي این نيازهاي فردي هستند كه خود را در فرایند شایعه سازي نشان  مي دهند. مواردي مانند: 

1. خودنمايي: خودنمایي تلاشي براي  جلب توجه دیگران است. فرد ممكن است براي افزایش اعتبار خود نزد دیگران، شایعه را بازگو كند تا آنها فكر كنند كه او آدم مطلعي است.

2. اطمينان بخشي و حمايت هيجاني : در  این حالت شایعه به آن اميد بيان مي شود كه شنونده آن را تكذیب كند یا بپذیرد. بازگو كردن شایعات ممكن است تنش گوینده را با شریك كردن دیگران در تحمل آن كاهش دهد. در این مورد ، فرد ممكن است به جاي انكار درپي جلب هم احساسي باشد.

3. فرافكني: فرد ممكن است بدین سبب شایعه را بازگو كند كه بخواهد ترسها، آرزوها و خصومتهایي را كه احتمالا از وجود آنها در خود آگاه نيست، برون ریزي كند.

4. پرخاشگري: ممكن است فردي به منظور  صدمه زدن به افراد دیگر، شایعه را انتقال دهد. به عبارت دیگر قصد تهمت زدن و سپر قرار دادن دیگران را داشته باشد.

5. پيشكش كردن مطالب خوشايند: شایعه ممكن است به منظور خود شيریني نزد شنونده یا ارائه اخبار خوشایند به وي بازگو شود. این كار ممكن است با اظهارات تمجيد آميزي كه یا ميزان كمي از حقيقت را در بر دارد و یا اصلا حقيقت ندارد، شروع شود و پس از مدتي به حقيقت مسلم تبدیل شود.

یكي از مهمترین جنبه هاي مثبت شایعه این است كه شایعه مكانيسمي براي كاهش استرس است. ثابت شده است كه احساساتي كه در دل نگاه داشته مي شوند، تاثيرمخربي دارند كه شایعه و درد دل كردن این اثرات را كاهش مي دهند. 

شایعه تا زماني كه خواسته ها و انتظاراتي را كه موجب به وجود آمدن آن شده است، را تامین نکند یا اینكه هيجان و اضطراب آن كاهش نيابد، به قوت خود باقي مي ماند.

بهتر آن است قبل از آنکه شایعه را بی چون و چرا بپذیریم آن را محک بزنیم تا دچار آسیب شایعه نشویم.